• تماس  

​حکایت

17 آبان 1395 توسط زينب اسماعيلي

حکایت

????مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟!

????خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی!

????مرد گفت: من چیزی ندارم که ببخشم…

????خدا پاسخ داد: دارایی هایت کم نیست!

یک صورت، ????که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان، ????که میتوانی با آن از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!
یک قلب،???? که میتوانی به روی دیگران بگشایی!
و چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

محبان المهدی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس